الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

265

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

تقول انت و أصحابك : سمعنا و رأينا » . آنچه موجب شد گروهى به قياس تمسك جويند ، احساس كمبود در منابع نقلى براى استنباط احكام در زمينه‌هاى گوناگون بود ، چرا كه ايشان خود را از چشمه جوشان علوم اهل بيت عليهم السّلام محروم ساخته بودند . 1 و 2 . تعريف و اركان قياس قياس عبارت است از : « هو إثبات حكم فى محل بعلة لثبوته فى محل آخر بتلك العلة ؛ اثبات حكمى در محلّى با علّتى به خاطر ثبوت آن در محلّى ديگر با آن علّت . » محل نخست ( مقيس ) را فرع ، محل دوم ( مقيس عليه ) را اصل و علّت مشترك را جامع مىنامند . قياس در واقع كارى است كه فقيه براى استنتاج حكم شرعى محلّى كه نصى دربارهء آن در اختيار نيست ، انجام مىدهد ، و آن عبارت است از حمل كردن فرع بر اصل در حكمى كه شرعا براى اصل ثابت است . و العملية القياسية هى نفس حمل الفرع على الأصل فى الحكم الثابت للأصل شرعا ، فيعطى القائس حكما للفرع مثل حكم الأصل ، فان كان الوجوب أعطى له الوجوب ، و ان كان الحرمة فالحرمة . . . و هكذا . در اينجا « دليل » عبارت است از همان حمل كردن و دادن حكم اصل به فرع از سوى قياس‌كننده . و « نتيجهء دليل » عبارت است از حكم به اينكه شارع براى فرع همان حكم اصل را قرار داده است . 3 . حجيت قياس قياس تنها در دو صورت مىتواند حجت باشد :